تۆڕی زاراوەپارێزیی وشەدان



شاگردە
چوبی چنگالی که بافنده تارهای بافت را بدان شمارد
قەپ داگرتن
گاز از چیزی گرفتن
کنایه از آزمندی
لاگرتن
آرام گرفتن
طرفداری کردن
لاگری
هواخواهی، طرفداری
لووت لاگرتن
دلگیر شدن، ناخشنود شدن از کسی
مست لێ داگرتن
مشت لێ داگرتن
پیاگرتن
چیزی را به وسیله دیگر پوشانیدن