تۆڕی زاراوەپارێزیی وشەدان



پێشهاتن
پیش¬آمدن، پا افتادن، پیش¬آمد.
پێهاتن
گفتن، بر زبان آوردن.
چاوهەڵنەهاتن
چشم نیاوردن، چشم ندیدن، چشم نیاردن [نیاوردن]، روا ندیدن.
ڕەهایی
رهایی، آزادی، رستگاری، راهی بودن.
ژێرهار
زیرسنگ.
کوترهاتن
کوتاه آمدن، مانده شدن
کۆتاهاتن
کوتاه آمدن (کوتاه آمدن تیر از نشان مثلاً)
کەهاڵ
فَرغوک، تن زده، تنبل
گوڵاهار
گل آهار، آهار. (گلی است معروف کم پَر و پُرپَر، از همەرنگ.)
گەنم بەهارە
گَندُم بَهاره.
گەڵووهاتن
گلوبر آمدن.
ئەشتەها
هوس، آرزو، تاسە، دل بردن، دل خواستن، گرایش، پژوهش، پژوهە.
ئەمەها
اینەها، اینک ها.
ئەها!
وە!، وخ!، وهوە!، وخوخ!، پخ!، پخپخ!، خو. (کلمەی تحسین است.)
ئەها!
آها!، اهە! (حرف ندا است.)
ئەهاها!
اهاهای! (ندای دورتر)
ئەژدەها
ئەڵها
آرزو، هوس، خواهش، اینفت، اوژولش، اوژول، یاسە.
بەها
بَه!، پَه!، خَە!، پَخ!، خوش! (کلمەی تحسین است، گاهی در توبیخ هم استعمال می¬شود.)
بەها
اَرج، اَرز، اَخش، آخَش، ارزش، اَرجش، بَها.
جڕها!
جیمباو! (کلمەی تمسخر است)
دەها!
دِهه!، هِه!
زەها
زه، زهه، زاییدن. (هنگام زاییدن حیوانات)
زەها
زَهَک، پَله، فَله، آغوز. (شیر حیوان نو زاییده.)
زەها
کُس، شَرمگاه.
سوها
مهارکش، سم آهو
شڕها!
جیمباو!
مونتەها
هَمین.
هاها
اَهاهای. (برای ندا است)
هاها
اَهاها. (کلمەی تنبیەاست.)