تۆڕی زاراوەپارێزیی وشەدان



دادا
دادا، دَوه.(گیس سفید)
دادان
انداختن، پایین زدن، فروهشتن.(پردە مثلاً.)
دادان
بافتن، سرباف. (شروع به بافتن جوراب مثلاً.)
دادان
نوشتن.(سرمشق مثلاً.)
دادان
پایین آمدن،فرود آمدن.(پرندە، هواپیما مثلاً)
دادان
تراشیدن.(قلم مثلاً.)
دادان
نَبک، زهاب، تَراویدن، تراواندن، پالودن.
سەنگ دادان